اخبار

آسیب شناسی مجرمان جوان

آسیب شناسی مجرمان جوان

آسیب‌شناسی مجرمان جوان

دکتر جعفر بای

براساس آمار ارائه شده توسط مسئولان قضایی کشور، فراوانی مجرمان در گروه سنی جوانان در بالاترین حد خود بوده‌ و کاهش سن مجرمان در برخی بزهکاری‌ها موجب نگرانی مسئولان را فراهم کرده است. این دو مسأله باعث شد تا این پدیده را مورد بررسی دقیق آسیب‌شناسانه قرار دهیم. می‌توان از جوان به‌عنوان یک قربانی در جامعه یاد کرد. رفتارهایی جوان را در معرض اتهام قرار می‌دهد و شیوه‌های نادرست تعاملات با او شرایط نامناسبی را برایش فراهم می‌سازد تا انگشت اتهام به سوی او نشانه رود. اگر چه نظام مدرنیته، کهنسالی را به‌ هاله‌ای از ابهام فرود برده و به گروه سنی جوانی اهمیت بخشیده ولی متأسفانه درکشورمان جوانان در تعارضات فراوانی به سر می‌برند و از حقوق حقی خویش محرومند. آنها، حامی و پشتیبانی را در کشور ندارند و این امر می‌تواند زیرساخت بروز مشکلات فراوانی برای آنان شود. خانواده نیز در انتقال مواریث فرهنگی، هنجارها و ارزش‌های اجتماعی ناکارآمد شده و هیچ‌گاه نقشی ایفا نمی‌کند. نظام آموزشی ما نیز هیچ‌گونه مسئولیت تربیتی نداشته و وظایف خود را صرفاً به انتقال دانش محدود کرده است. در جامعه نیز جوان پشتیبان مستحکمی نداشته و این امر شرایط نامطلوبی را برای او فراهم کرده است. غیبت والدین در خانه مجالی برای تربیت به جوان نمی‌دهد و اشتغال زنان در بیرون از خانه نیز شرایط تربیت فرزندان را به قهقرا برده است.

اشتغال زنان در بیرون از خانه تیر خلاصی بود که خانواده‌ها را به سوی نابودی کشانده و سپردن فرزندان به مهدکودک که صرفاً محل نگهداری کودکان است نه تربیت آنان، وضعیتی را مهیا کرده که فرزندان از خردسالی با کالای وارداتی هنری نظیر اسپایدرمن، باب اسفنجی، شرک، بن‌تن و... مواجه شوند. گو این‌که او از لحظه تولد با شیر خشک خارجی و شکلات وارداتی، ذائقه‌ای متناسب با بیگانگان یافته و سرانجام غذای اصلی‌اش فست فودی است. اسباب‌بازی‌ها نیز متناسب با سلیقه اجنبیان طراحی شده و هیچ‌گونه نشانی از بازی‌های سنتی و بومی نیست. لباس‌هایشان، برند‌های خارجی و مارک بیگانگان را یدک می‌کشد و از خردسالی سودای زبان آموزی خارجی را در سر می‌پرورانند. نهایتاً دنیای کودکی جوان ایرانی در مدرسه نیز با قهرمانان وارداتی مانند بت‌من، لاک‌پشت نینجا، اسپایدرمن و... شکل گرفته است. خلاصه این‌که دنیای تخیلی سرشار از خشونت، ویرانگری و آدمکشی را تجربه می‌کند. در دبستان نیز با این عبارت باسواد می‌شود که «بابا آب داد. بابا نان داد.» در حالی که نخستین جمله بچه‌های انگلیسی در کتب درسی‌شان «من می‌توانم بخوانم و بنویسم» است یا در زبان ژاپنی نخستین جمله که خردسالان می‌آموزند «من می‌توانم بروم» است. جوان را به گونه‌ای بار آورده‌ایم که چشمانش به دنبال دیگران باشد و به‌جای توانایی خویش از دیگران یاری بخواهد. جوان ایرانی که از کره ماه نیامده، وی محصول فعل و انفعالات این جامعه است. وی نتیجه فرایند خانواده است که‌ شخصیتش تحت تأثیر کنش و واکنش اطرافیان شکل گرفته و هنجارها و ارزش‌های اجتماعی را در این جامعه آموخته است.

مشکل چیست که افکار و اندیشه‌هایشان غیر بومی شده و با تفکر بیگانگان منطبق می‌شود؟ چه شده که آرمان‌ها و آرزوهایشان متفاوت شده و رنگ و بوی دشمنان را می‌دهد؟ مسأله چیست که ما فقط در سرزمین با او مشترک هستیم؟! نه روزنامه ما را می‌خوانند، نه تاریخ ما را می‌دانند؟ نه با فرهنگ ما آشنا هستند و نه صدا و سیمای ما را تماشا می‌کنند و نه افکار و اندیشه ما را قبول دارند و نه به اعتقادات و باورهای ما احترام می‌گذارند. عناصری نفوذ هنجار فرستان ما را مسخره می‌کند، قهرمان ما را به سخره می‌گیرد و نه ما را در مسائل مذهبی و مناسک دینی همراهی می‌کند نه آیین ‌و آداب و رسوم و سنن ما را می‌پذیرد و نه موسیقی و ترانه‌ها و اشعار ما را گوش می‌دهد و نه غذای ما را می‌خورد و نه لباس مناسب را می‌پوشد. جوانی که همه رفتار و عملکردش را از بیگانگان گرفته، نمی‌تواند شباهتی به ما داشته باشد و این می‌شود که آمار جرم در گروه جوان به بالاترین حد خود می‌رسد.

۲۱ دی ۱۳۹۲ ۱۶:۵۸
جام جم |

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید