اخبار

قم: خواستگار سمج

قم: خواستگار سمج
بابک چندین بار به خواستگاری ام آمد ولی هر بار جواب پدر و مادرم منفی بود، حتی چندین نفر را برای واسطه نزد پدر و مادرم فرستاد ولی فایده ای نداشت تا اینکه کارش به تهدید کردن کشید و گفت: اگر با من ازدواج نکنی... .

درب اتاق مشاوره کلانتری باز شد، 2مامور، دختر جوانی که 19 سال بیشتر نداشت را به داخل اتاق هدایت کردند، دختر آرام روی صندلی نشست، بعد از کمی سکوت بغض گلویش ترکید و قطرات اشک از چشمانش جاری شد، همانطور که اشک می ریخت هق هق کنان گفت: خانم به خدا من فریب خوردم! نمی خواستم این طوری بشه، فکر می کردم بهترین مرد زندگی ام را پیدا کرده ام و اگر خانواده ام را تحت فشار بگذارم آن ها با ازدواج من و بابک موافقت می کنند اما اشتباه می کردم بابک مرد زندگی نبود.

او در مورد آشنایی اش با بابک این طور گفت: یک سال پیش با بابک در مراسم ختم یکی از اقوام آشنا شدم البته خانواده هایمان هم با یکدیگر آشنا هستند که این آشنایی منجر به ارتباط تلفنی شد. بابک طوری وانمود می کرد که انگار عاشق و دلباخته من است، البته نه خدمت سربازی رفته بود و نه کار درست و حسابی داشت.

چندین بار به خواستگاری ام آمد ولی جواب پدر و مادرم منفی بود، به نظر والدینم بابک خانواده خوبی نداشت و زندگی آنها صد برابر از زندگی ما بدتر بود. در خانواده آن ها مردان بیکار و همسرانشان به شغل های جوراب فروشی و دست فروشی مشغول بودند و بایستی زنان، شکم شوهر و فرزندان خود را سیر می کردند.

مخالفت پدر و مادرم اما لطمه ای به ارتباط من و بابک نزد. من هر از چند گاهی به بهانه خرید بیرون می رفتم و او را ملاقات می کردم. بابک مدام می گفت اگر زن من بشی تو راخوشبخت می کنم!

بابک از رو نرفت، چندین نفر را برای واسطه نزد پدر و مادرم فرستاد ولی بی فایده بود تا اینکه کارش به تهدید کشیده شد و گفت: اگر با من ازدواج نکنی بلایی سر تو یا خانواده ات می آورم! بر سر دو راهی مانده بودم، چندین بار پیشنهاد فرار به من داد تا با این کار خانواده ام مجبور به ازدواج ما شوند. البته خانواده اش هم او را در این کار همراهی وکمک کردند.

آن روز هم قرار بود برایم خواستگار بیاید که بابک زنگ زد و گفت زود بیا بیرون می خواهم ببینمت! من با اجازه مادرم برای خرید میوه به بیرون رفتم. بابک با موتور سر راهم ایستاد و مرا به گوشه ای برد و گفت: امروز حتماً باید با من بیایی، برو و وسایلت را جمع کن و بیا تا برویم.

با خودم کلی کلنجار رفتم تا آخرش تصمیم را گرفتم به منزل برگشتم و شناسنامه و کمی وسایل شخصی را با خودم برداشتم و به دور از چشم مادرم با بابک راهی شدم. تا شب نزد خانواده اش بودم آن ها گوشی تلفن مرا گرفتند تا مبادا با خانواده ام تماس بگیرم و شب من و بابک را راهی تهران کردند برای اینکه در تهران عقد کنیم!

بعد از رسیدن به تهران در مسافرخانه ای اتاق گرفتیم البته بابک هیچ پولی همراهش نبود و تمام خرج و مخارج این چند روز را هم از من می گرفت. نمی دانم با چه ترفندی صاحب مسافرخانه را راضی کرد که آنجا بمانیم.

هرچه التماس کردم که گوشی تلفنش را بدهد تا با مادرم صحبت کنم فایده ای نداشت از همان لحظه که با وی همراه شدم پشیمان بودم ولی مدام به من می گفت نترس وقتی تو را عقد کردم و همسر قانونی من شدی مطمئن باش که پشیمان نمی شوی  و تو با من خوشبخت خواهی شد.

روز بعد به چندین دفتر خانه رفتیم برای عقد ولی بی فایده بود، بعد از 3 روز وقتی پول هایمان تمام شد به درخواست بابک راهی شهرمان شدیم.

خانواده بابک می خواستند موضوع را با خانواده ام حل کنند و می خواستند با تحویل دادن من خودشان را کنار بکشند اما چیزی از آمدن ما به منزل پدر بابک نگذشته بود که چند مامور آمدند و هر دوی ما را دستگیر کردند.

 

نظریه کارشناس

خانواده ها مراقب رفتار فرزندان خود باشند.

خانم عطائی، کارشناس ارشد روانشناسی در مورد این پرونده به خبرنگار پایگاه خبری پلیس گفت: دختران کم سن و سال همچون دختری که ماجرای آن را ملاحظه کردید به شدت احساسی بوده و دوران حساس بلوغ هیجانی را طی می کنند.

وی افزود: افراد در این سن تحت تاثیر تعریف و تمجیدها، سخنان زیبا و رویا پردازی های طرف مقابل قرار گرفته و از طرفی نیز به دلیل عدم ارتباط صمیمانه با پدر و مادر یا برادر و خواهر خود سریعاً به جنس مخالف پاسخ مثبت می دهند و در کمترین زمان ممکن به او وابسته می شوند بدون اینکه بخواهند کمی در مورد عواقب کاری که می‌کنند، بیاندیشند.

کارشناس مرکز مشاوره آرامش، بیان داشت: توصیه ما این است که خانواده ها در چنین دوران حساسی باید شدیداً مراقب رفتارها، رفت و آمدها و گفت و گوهای فرزند خود باشند و به نوعی بر او نظارت داشته باشند اما البته این نظارت نباید طوری باشد که فرزند احساس کند که در یک محیط امنیتی قرار گرفته است.

کارشناس مشاوره و آسیب شناس مسایل خانواده ادامه داد: خانواده ها باید هوشیار باشند و بدانند که کوچکترین غفلت در این دوران حساس باعث عواقب و صدمات جبران ناپذیر روحی و روانی برای فرزندشان به بار خواهد آورد.

وی افزود: آگاه سازی، آشنایی با احکام دین اسلام و توصیه فرزند به رعایت حدود شرعی در ارتباط با افراد غریبه، تربیت دینی فرزندان دختر، توصیه به آنان در خصوص داشتن متانت و وقار در برابر مردان و افراد نامحرم از جمله مواردی است که می تواند فرزندان دختر را در مصون سازی از آسیب ها و انحرافات و عبور سالم از این دوران پر تلاطم و بحرانی کمک و یاری دهد.

عطائی با بیان اینکه ازدواج یک مسئله مهم در زندگی هر انسانی به شمار می آید اظهار داشت: به دختران جوان نیز توصیه می کنم که در زمینه ازدواج احساسی عمل نکرده و بدانند که هرگز با رویا پردازی های کودکانه آینده خوب و خوشی را نخواهند توانست برای خود رقم بزنند.

کارشناس مرکز مشاوره آرامش اضافه کرد: برای انجام یک ازدواج مطلوب و به تبع داشتن زندگی خوشبخت با همسر آینده لازم است تا فاکتورهای مهمی را مد نظر گرفت که از مهمترین آن ها می توان به ایمان، داشتن درک مشترک از زندگی، اصالت خانوادگی، صداقت، پاکدامنی و اخلاق مداری دو طرف اشاره کرد.

۲۱ آبان ۱۳۹۸ ۰۸:۵۹
خبرگزاری پلیس |

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید