اخبار

طلاق علل و راهکارها

طلاق علل و راهکارها
طلاق از نظر لغوی به معنی رها شدن بوده و در اصطلاح عبارت از پایان دادن زندگی زناشویی به وسیله زن و شوهر است.

در نگرشی مستقیم به مفهوم حقوقی و شرعی طلاق باید بدانیم براساس روابطی که از جهت ایجاد پیوند بوجود آمده جوانب مختلفی را شامل می شود از یک طرف پیوند عاطفی ایجاد شده اغنا کننده روح تشنه دو انسان تنها می تواند باشد و از جهات دیگر نیازهای مسلم و طبیعی انسان به مسیر سالم و امن هدایت می شود.

طلاق به معنای مفارقت و جدایی و بریدن می باشد اما برای درک بهتر مفهوم طلاق شرعی لازم است به نکاتی چند توجه داشته باشیم .

طلاق از نظر لغوی به معنی رها شدن می‌باشد و در اصطلاح عبارت از پایان دادن زناشویی به وسیله زن و شوهر طلاق را اغلب راه‌حل رایج و قانونی عدم سازش زن و شوهر ، فروریختن ساختار زندگی خانوادگی ، قطع پیوند زناشویی و اختلال ارتباط والدین با فرزندان تعریف کرده‌اند . در حقیقت همانگونه که پیوند بین افراد طبق آیین و قراردادهای رسمی و اجتماعی برقرار می‌شود .

چنانچه طرفین نتوانند به دلایل گوناگون شخصیتی ، محیطی و اجتماعی و … بایکدیگر زندگی کنند به ناچار طبق مقررات و ضوابطی از هم جدا می‌شوند . از این نظر خانواده همچون عمارتی است که زن و شوهر ستون‌های آن را تشکیل می‌دهند و فروریختن هرستون استحکام و استواری عمارت را دچار تزلزل و گسستگی می‌کند . طلاق با این دید ، یکی از غامض‌ترین پدیده‌های اجتماعی ، ارکان خانواده را در هم ریخته و بیشتر اثرات مخرب خود را بر روی فرزندان برجای می‌گذارد . طلاق گسستن و فروپاشیدن و نابودی کانون گرم و آرام‌بخش زندگی است که اثرات جبران ناپذیری بر اعضاء خانواده می‌گذارد .

تاریخچه اجمالی در زمینه طلاق

تاریخچه طلاق به تاریخچه ازدواج برمی‌گردد . به همان علت که بشر بنا به درخواست طبیعی خود پیوند ازدواج می‌بندد تا در کانون گرم خانواده و درکنار همسر خود به سکون و آرامش برسد ،‌ همانگونه نیز ممکن است به دلایلی از ادامه زندگی خودداری کرده ، طلاق را بپذیرد. ولتر می‌گوید : « طلاق و ازدواج در یک زمان در عالم پدید آمدند » قدر مسلم این است که طلاق در بسیاری از ادیان الهی و غیرالهی پیش از اسلام وجود داشته است .

فلسفه طلاق در اسلام

از نظر اسلام طلاق آخرین راه مداوای ناسازگاری زن و شوهری می‌باشد . اسلام معتقد است اگر راهی برای جدایی زن و شوهر (زوجین) نباشد زندگی ایشان دشوار و عذاب‌آور خواهد بود و ممکن است نتایج ویران کننده‌ای مثل انتقال ، خودکشی ، فساد و قتل داشته باشد . امروزه مردم باغم و تشویش کمتری در مقایسه با گذشته به ازدواج روی می‌آورند چرا که طلاق برای آنان درحکم بیمه‌ای تلقی می‌شود و می‌توان از آن به عنوان بیمه ازدواج نام برد . چرا که اگر ازدواج با موفقیت نباشد همسران یکدیگر را رها خواهند کرد . دکتر باقر ساروخانی در باب ویژگی‌های طلاق می‌نویسد :

طلاق پدیده‌ای چند بعدی است . شاید کمتر پدیده‌ای به پیچیدگی طلاق وجود داشته باشد آن روز که خانواده‌ای از هم پاشید به نظر می‌رسد یک دعوای ساده عامل این انفجار بوده است حال آن که چنین نیست و مجموعه‌ای از عوامل روانی – اجتماعی ، اقتصادی ، پدید آمده به هم پیوسته‌اند و بنیان خانواده را برباد داده‌اند .

علل و عوامل موثر در طلاق

به گفته کارشناسان ازدواج هایی که در آنها هماهنگی بیشتری میان زوجین وجود دارد موفق ترند و کمتر به طلاق می انجامند. تشابهاتی مانند طبقه اجتماعی، سطح تحصیلات، سطح هوش، هم نژاد بودن، دین مشابه داشتن، هم زبان بودن و... یک ازدواج موفق را رقم می زند. ازدواجی که با تشابه نژادی، زبانی، روانی واجتماعی صورت بگیرد ازدواجی موفقیت آمیز است.

تفاوت طبقاتی یکی از عواملی است که با امکانات اجتماعی معمولادیدگاه های مختلفی را به وجود می آورد البته اگر دو نفر آن اندازه از آگاهی لازم برخوردار باشند که این تفاوت ها را به رسمیت بشناسند ازدواجشان منعی ندارد.

در اصل مهمترین دلایل طلاق توقعات نادرستی است که طرفین از یکدیگر دارند.در عین حال موارد زیر قابل اشاره است:

1- عدم آگاهی جنسی 2- شهرت یکی از طرفین 3- بیماری و یا نقص جسمانی 4- نبود امنیت شغلی 5- تضاد فرهنگی 6- فقر مالی 7- عدم درک متقابل افراد از یکدیگر

اما یکی از مهمترین عوامل طلاق در جامعه امروز ما بحران شخصیت است. همان بحرانی که سبب می شود ازدواج ها صورت گیرد. بحران تنهایی یا یک خلاء عاطفی خلائی است که باعث می شود در سن پایین فرد تصمیم به ازدواج بگیرد. با ازدواج این گره یا عقده را از هم بگسلد. چنین افرادی که هنوز به بلوغ روانی کامل نرسیده و آگاهی لازم را جهت ازدواج ها ندارند، فقط برای اینکه تنهایی خود را پر کنند به سراغ ازدواج می روند. این افراد نه به روابط جنسی، نه به مادیات و نه به ظواهر و... به هیچ چیز توجه نمی کنند و تنها توجه آنها به تشکیل زندگی تازه و استقلال فردی در نتیجه جدا شدن از خانواده خود است. همین بحران شخصیت باعث می شود که فرد به هیچ کدام از تفاوت های فرهنگی و... با فرد مقابل توجه نکند تا فقط به استقلال فردی دست یابد. پس به طور غیرمستقیم بحران شخصیت طلاق را نیز برای فرد رقم می زند.

آثار و نتایج طلاق

طلاق از نظر روانی و حقوقی و اجتماعی آثاری دارد که بعضی از آنها مربوط به خود دو همسر است و بعضی دیگر به خانواده آنها و در صورتی که از آن ازدواج فرزندانی هم به وجود آمده باشند، جدایی تاثیر بسیار قابل ملاحظه ای در وضعیت کودکان آنها از جهات مختلف خواهد گذاشت.

مهمترین اثری که دارد احساس جدا شدن، تنهایی و منزوی شدن فرد است که این اتفاق احتمال سوءتعبیرها و حتی خودکشی را افزایش می دهد و در اینجاست که فرد از زندگی لذت نمی برد و احساس پوچی به او دست می دهد و با خود می گوید من برای چه زنده ام؟ حالاچه بر سر من می آید؟ از این پس چگونه باید زندگی کنم؟ بعد از این عامل بدبینی فرد نسبت به جنس مخالف و تعمیم آن نسبت به همه افراد جامعه شکل می گیرد. یک عامل که باعث تشدید این حس می شود که افراد جامعه نسبت به این افراد احساس ترحم می کنند و به آنها برچسب می زنند، در نتیجه فرد احساس کمبود بیشتر کرده و تنهایی او تشدید می شود. از طرفی دلسوزی بیش از حد اطرافیان و جامعه نیز باعث می شود مشکلات روحی افراد مطلقه تشدید شده و جو بی اعتمادی به وجود آید.

تدابیری برای پیشگیری و کاهش وقوع طلاق

طلاق ضربه و بحران زندگی است که تاثیر عظیم بر شخص می گذارد. افراد مشکلات مشترکی در مورد طلاق دارند. خیلی ها احساس شکست، خیانت و سردرگمی می کنند. البته این پایان داستان نیست و طلاق انتهای راه نیست و راه حل هایی نیز وجود دارد که می توان از طریق آن مشکل را قبل از وقوع حل نمود.

از آنجایی که ناآگاهی در زمینه های مختلف یکی از مهمترین عوامل طلاق است، بنابراین مشاوره دادن به افرادی که می خواهند ازدواج کنند و بالابردن سطح آگاهی آنها، در جهت موفق بودن ازدواج کمک شایان توجهی است. اینکه از وقوع طلاق تا آنجا که ممکن است جلوگیری شود، پیش بینی هایی به عمل آمده و توصیه هایی شده است از جمله:

1- تاکید فراوان درباره دقت در انتخاب همسر

2- توصیه مکرر به خوش رفتاری و گذشت از غفلت ها و تخلفات جزئی همسر که در زندگی معمولا پیش می آید.

3- تسلط بر نفس که خشم های آنی غلبه نکنند و اقداماتی عجولانه انجام نگیرد.

4- تشکیل محکمه داخلی خانوادگی برای حل اختلاف

اسلام و مسئله طلاق

اسلام با طلاق سخت مخالف است. اسلام می خواهد تا حدود امکان طلاق صورت نگیرد، اسلام طلاق را به عنوان یک چاره جویی در مواردی که چاره منحصر به جدایی است تجویز کرده است. اسلام مردانی را که مرتب زن می گیرند و طلاق می دهند و به اصطلاح مطلاق می باشند دشمن خدا می داند.

از نظر اسلام منفورترین حلال ها در نزد خدا طلاق است.

مکانیسم طبیعی ازدواج که اسلام قوانین خود را براساس آن وضع کرده است که زن در منظومه خانوادگی محبوب و محترم باشد. بنابراین اگر به عللی زن از این مقام خود سقوط کرد و شعله محبت مرد نسبت به او خاموش و مرد نسبت به او بی علاقه شد، پایه و رکن اساسی خانوادگی خراب شده است. یعنی یک اجتماع طبیعی به حکم طبیعت از هم پاشیده است. اسلام به چنین وضعی با نظر تاسف می نگرد ولی پس از آنکه می بیند اساس طبیعی دین ازدواج متلاشی شده است نمی تواند از لحاظ قانونی آن را یک امر باقی و زنده فرض کند. اسلام کوشش ها و تدابیر خاصی به کار می برد که زندگی خانوادگی از لحاظ طبیعی باقی بماند، یعنی زن در مقام محبوبیت و مطلوبیت و مرد در مقام طلب و علاقه و حضور به خدمت باقی بماند.

حیات خانوادگی وابسته است به علاقه طرفین نه یک طرف. منتهای اهانت و تحقیر برای یک زن این است که مرد بگوید من تو را دوست ندارم، از تو تنفر دارم و آنگاه قانون بخواهد به زور و اجبار آن زن را در خانه آن مرد نگه دارد. قانون می تواند اجبارا زن را در خانه مرد نگهداری کند ولی قادر نیست زن را در مقام طبیعی خود در محیط زناشویی، یعنی مقام محبوبیت و مرکزیت نگهداری کند. از این رو هر زمان که شعله محبت وعلاقه مرد خاموش شود ازدواج از نظر طبیعی مرده است. متقابلانیز با سلب علاقه زن از مرد حیات خانوادگی به پایان می رسد. به هرحال تفاوت زن و مرد در این است که مرد به شخص زن نیازمند است و زن به قلب مرد.

حمایت و مهربانی قلب مرد آن قدر برای زن ارزش دارد که ازدواج بدون آن برای زن قابل تحمل نیست. [نظام حقوق زن در اسلام، شهید مطهری، ص 245]

رسول اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

بهترین مردان شما کسانی هستند که برای زنان خود بهترین شوهر باشند.

بهترین زنان شما آنانند که با مهر و محبت باشند، در مراقبت خودشان از نظر حفظ عفت بکوشند، نسبت به شوهر خود حالت نافرمانی و تکبر به خود نگیرند، آرایش و خودنمایی آنان برای شوهرشان باشد، در غیاب او رعایت امانت و حقوق همسری او بنمایند.

و از حضرت علی(علیه السلام) منقول است:

  • پاکدامنی خودتان چشم او را از نظر داشتن به دیگران پوشیده و فکر او را از اندیشه گناه باز دارید و با او چنان باش که در پناه سنگر خانوادگی و ارضای امیال مشروع خود، هوس های نامشروع پیدا نکند.

طلاق، علل و راهکارها

درسال های اخیرطلاق به یک روندومعضل مهم اجتماعی تبدیل شده است ومتاسفانه روزبه روز افزایش می یابدامروزه شاهدازهم گسیختن بسیاری از پیوندها ی زناشوئی هستیم که در اثر این روند فرزند یا فرزندان آنهادراثرعــدم توجــــــه والدین صدمه های روحی وروانی می بیند ساختار عاطفی کودک از سنین 5-4 ماهگی شکل می گیرد و اگراین کودک دریک خانواده ای بزرگ شودکه هیچ محبتی نبیند بی شک دررفتارکودک تاثیر می گذاردکارشناسان براین باورندکه درگیری ها وجنگ وجدالهائی که بین والدین صورت می گیرد هیچ وقت ازذهن بچه ها بیرون نمی رود و یادآوری آن خاطرات تلخ دربزرگسالی ، افسردگـــــی برای او پدیـــد می آورد وا گر نگاهی به راهروهای دادگاه بیندازیم و یا گذرمان به آنجا بیفتد چه بسیار زنان و مردانی می بینیم که با بچه های قد و نیم قد ومعصوم درراهروها نشسته اند.‏

روانشناسان براین باورهستندکه خانواده هایی که فرزندان آنهادائم درنگرانـــی واضطراب بسرمی برند از سلامت روحی وروانی برخوردار نیستند. اینگونه والدین باید زیر نظر روانپزشک باشند ولی متاسفانه درجامعه ما بسلامت روانی کمتر اهمیت می دهند. تا یک خالی درکنار چشمشان یادستشان ظاهرشود فوری به یک پزشک مراجعه می کنندولی ازسلامت روانی خود و فرزندشان غافل هستند.طلاق به هیچ وجه تنهاراه حل نیست ولی اکثر این زن وشوهرهایی که ازهم جدامی شوند فکر می کنند آخرین راه حل ویا تنها راه حل است اگر هم روزی زن وشوهری نتواند با هم زندگی کند منطقی وعاقلانه عمل کنند و به فرزندانشان توضیح دهندکه ما هردوشما را دوست داریم و بعد از جدائی نیز شما را دوست خواهیم داشت آنهم اگرزمانی که مشکلاتشان به هیچ وجه حل شدنی نباشد والدین نبایدپیش فرزندانشان از یکدیگر بدگوئی کنند چرا که بااین کارزمینه کینه را در فرزند به وجود خواهند آورد متخصصان معتقدند چنانچه پدر و مادر پس از جدائی هرکدام روابطی صمیمانه وعاطفی با فرزند خود برقرار سازند به نیاز هاو حوائج  وی توجه کرده ودرصدد بر طرف کردن آن  باشند آسیب جدی متوجه فرزندان نخواهد شد.‏

درخصوص راه های جلوگیری ازطلاق بررسی هانشان می دهد عدم شناخت صحیح زوجین پیش از ازدواج یکی ازدلائل اصلی وقوع طلاق است برای جلوگیری ازاین امر مشاهده قبل از ازدواج ضروری است اگر جوانان آشنائی کامل از همدیگر داشته باشند و در این صورت با هم ازدواج کنند زندگی مشترک پایدارتری خواهند داشت پدیده طلاق از لحاظ جامعه شناسی پدیده تاثیرگذار بر آسیب های اجتماعی بوده وگسیختگی خانواده را در پی دارد و همواره در جامعه ای که درحال گذار است بصورت ناهنجاری اجتماعی درکنار پدیده هایی چون اعتیاد، بیکاری دختران فراری، بزهکاری، جرم، و جنایت وفقرفریادمی کشدوهمواره قربانیانی به نام فرزند، زن مرد، حتی جامعه رابه همرا داردزن ومرد باید در کنار هم باشند. درجبهه مقابل هم مرد باید تکیه گاه مطمئنی برای زن باشد بنا به گفته ائمه وقتی زن و مردی ازطلاق صحبت می کنندطلاق آنقدرعمل زشت و ناپسند است که عرش به لرزه می افتد با کوچکترین دعوا یا کدورتی فورا" کلمه طلاق را بر زبان جاری نکنیم پیامبراکرم‌‌‌ (ص ) فرمودند.ان الله تعالی یبغض الطلاق (خداوند متعال ازطلاق بخشم می آید) بلکه به آینده فرزندانمان بیندیشیم این فرزند تنها متعلق به ما نمی باشد بلکه متعلق به جامعه است او فردا باید در جامعه باشد اگر دعوا و مشاجره هم داریم پیش فرزندانمان از این کاراجتناب کنیم چون این بگومگوها در نهایت به زیان کودکانمان خواهد بود و او درآینده فردی خشن وعصبانی بارخواهد آمد والدین بایداین نکته را بدانند که پرورش دادن فرزندی سالم ، قوی ، با اعتماد به نفس بالا و موفق درگرو محیطی امن ، آرام ، صمیمی درخانواده است پس آموزش های لازم دراین زمینه ضروری به نظر می رسد و توجه به بهداشت روح و روان ضروری است.‏

جنبه‌های مختلف طلاق

محققی به نام بوآن اظهار می‌دارد که وقتی ازدواج از هم می‌پاشد، در اثر آن چندین نوع طلاق ایجاد می‌شود:

• طلاق عاطفی زمانی رخ می‌دهد که ازدواج دستخوشی تباهی می‌شود (اما ممکن است تا بعد از حکم طلاق ادامه یابد.)

• طلاق قانونی

• طلاق اقتصادی ، که در رابطه با پول و توافق های مالی (مانند مهریه) است.

• طلاق هم والدی ، که در ارتباط با نگهداری و سرپرستی از فرزند ، خانواده‌های تک والدی ، یا حق ملاقات یا فرزندان است.

• طلاق اجتماعی ، که در زمینه تغییر روابط با جمع دوستان همسر رخ می‌دهد.

• طلاق روانی ، که در حضور مسائل مربوط به بازیابی خود پیروی فردی و مشکلات مربوط به فکر کردن براساس ضمیر «من» و نه «ما» است.

اثرات طلاق

پس از طلاق ، به دلایل مختلف ممکن است عزت نفس دچار آسیب شود. بسیاری از افرادی که متارکه کرده‌اند خود را شخصی ناپسند و فاقد توان کافی برای ازدواج مجدد می‌دانند. مردان و زنان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می‌دهند، با یکدیگر فرق دارند. مردان گرایش به آن دارند که طلاق را به عنوان چیزی به ناگهان رخ کرده است، ادراک کنند. زنان بیشتر احتمال می‌رود که آن را به عنوان نقطه پایانی بر یک فرآیند طولانی قلمداد کنند. به همین خاطر است که زنها کمتر احساس های منفی را درباره طلاق شان گزارش می‌کنند. طلاق برای زنان تنش‌زاتر  است تا مردان. ممکن است این زنی باشد که تردید کمتری درباره نفس طلاق داشته باشد. اما هم اوست که در برقراری زندگی جدید مشکلات بیشتری خواهد داشت.

آدمیان از لحاظ واکنشی که در برابر طلاق از خود نشان می‌دهند، بسیار متفاوت‌اند، بسیاری از هم می‌پاشند، اما برخی دیگر ، نوعی تعالی عاطفی را تجربه می‌کنند. اگر طلاق را نقطه مقابل ازدواج موفق و خوب تلقی کنیم، در این صورت ، پدیده‌ای غمبار قلمداد خواهند شد. اما برای بسیاری از کسانی که طلاق گرفته‌اند، انتخاب‌هایی که در اختیار واداشته‌اند یا طلاق بوده است و یا یک ازدواج ناموفق و بد. با در دست داشتن این انتخابها برخی شواهد حاکی از آن است که طلاق می‌تواند شخصا مفید و سودمند باشد. محققان به این نتیجه رسیده‌اند که ممکن است بار آمدن در خانه از هم نپاشیده‌ای که ویژگی آن نزاع و جنجال است، آسیب رسانتر و مضرتر از بزرگ شدن در خانه‌ای باشد که در اثر طلاق فروپاشیده است.

تاثیر طلاق روی کودکان:

طلاق می تواند طیف گسترده ای از حالات هیجانی،فکری و رفتاری را در کودکان ایجاد کند که به عوامل مختلف بستگی دارد.از جمله:سرشت،ذات و شخصیت کودک،میزان آسیب پذیری یا مقاومت و تاب آوری او،وجود یا عدم وجود بیماری روانپزشکی،سن کودک،شرایط زندگی خانوادگی قبل از طلاق،نحوه برخورد والدین با پدیده طلاق و دخالت ندادن فرزندان در روابط خودشان،چگونگی شرایط و فرآیند طلاق ( مثل حضور در دادگاه های متعدد، نزاع و درگیری های متعدد بین خانواده ها و انتقام جویی و...)، وجود سیستم های حمایتی و برقرار شدن هرچه سریعتر شرایط زندگی عادی کودک پس از طلاق و...

نیمی از بچه های طلاق ارتباطشان با یکی از والدین قطع می شود و از حمایت و علاقه و توجه او محروم می شوند.

نتیجه بحث

دلایل احتمالی از هم گسیختگی زندگی زناشویی از طریق طلاق، تقریبا بی شمارند زیرا پیوند زناشویی دو شخصیت منحصر به فرد با دو زمینه متفاوت را برای زندگی در زیر یک سقف گردهم می آورد. شاید مهمترین دلیل طلاق این باشد که پیش از ازدواج، یک طرف زناشویی از طرف دیگر چشم داشت های بیش از حدی دارد. این چشم داشت ها عبارتند از: منزلت اجتماعی، رابطه جنسی، اشتهار، سلامت جسمانی، امنیت شغلی و نقشی که یک فرد از همسرش انتظار دارد.

در جوامع امروزی عشق و علاقه پرشور یکی از عوامل مهم زندگی زناشویی به شمار می آید. پیش از ازدواج یک زوج معتقدند تا زمانی که عشق شان به همدیگر فروکش نکند، بر هر مشکلی می توان فائق آمد. آنها بزودی تشخیص می دهند که آتش عشق پیشین شان فروکش کرده و برای حل مسائل شان باید راه های عملی تری را در پیش بگیرند.

۵ شهریور ۱۳۹۸ ۱۱:۲۷
خبرگزاری ایرنا |

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید