مقدمه

مقدمه
پدیده ای به نام وندالیسم به طور کلی به هرگونه تخریب ارادی اموال عمومی، سازمان شهری، تاسیسات اجتماعی و آثار هنری اطلاق می شود که به صورت فردی یا گروهی و هدفدار و غیرهدفدار انجام می‌شود و از اختلالات رفتاری و تربیتی، عقده‌های اجتماعی، نارضایتی طبقاتی و ...سرچشمه می گیرد. وجه مشترک همه تعاریف وندالیسم در کارکرد منفی این پدیده و مذموم بودن آن در همه فرهنگ‌هاست و این نکوهیده بودن به حدی می‌رسد که برخی صاحب‌نظران، وندال‌ها را دشمنان آشکار جامعه و عمل آنها را نهایت گستاخی در رفتارها و تلقی‌ها دانسته‌اند و کشورها نیز سعی کرده اند با وضع قوانینی بازدارنده با این پدیده ناهنجار مقابله کنند.مقایسه تطبیقی قوانین موجود نشان می دهد از آنجا که خصوصیت افراد وندال یا ناهنجاری های اجتماعی در هر کشوری متفاوت است وضع قوانین در این زمینه نیز با توجه به مناسبات و شرایط خاص کشورها نیز تا حدودی متفاوت است .
تا کید بر اعمال مجازات اعمالی که مهم ترین منافع و مصالح فردی و اجتماعی را مورد تهدید قرار می دهند و تسریع در اجرای آن خود نشان از اهمیت دادن به آثار و نتایج مجازات در حیات اجتماعی و مادی انسان ها دارد؛ در خصوص وندالیسم نیز ابتدا باید با این مقدمه آغاز نمود که تخریب اموال و فضاهای عمومی به ویژه در جوامع شهری، از پدیده هایی است که نه تنها خسارت های ناشی از آن، مدیریت های شهری را گرفتار مشکل و تنگنای نگهداری از مبلمان و تجهیزات عمومی می کند، شهروندان را نیز از داشتن امکانات و تجهیزات مورد نیازشان محروم و بی بهره می سازد. چه بسا در این زمینه، کمتر فردی از اقشار میانی و فرودست جوامع شهری را می توان یافت که در موارد نیاز، به خاطر سالم نبودن باجه های تلفن همگانی قابل دسترس، از انجام تماس و ارتباط بازنمانده باشد یا در برخورد با سایر امکانات و تجهیزات شهری تخریب شده، دچار مشکل و تنش های روحی نشده باشد .دیگر جنبه این پدیده ناخوشایند، خسارت های مالی آن است که سالانه هزینه بسیار هنگفتی را به مدیریت های شهری تحمیل می کند و از آنجا که این هزینه ها به طور عمده توسط ساکنان شهرها پرداخت می شود، در مجموع می توان گفت خسارت های مالی این پدیده نیز در اصل بر دوش ساکنان شهرها سنگینی می کند و به جای بهره گیری این هزینه ها در توسعه و عمران بهینه ملزومات شهری، بخش قابل توجهی از درآمد مدیریت های شهری را به تامین مجدد و بازسازی امکانات و تجهیزات تخریب شده اختصاص می دهد. البته این پدیده، تنها به کشور ما محدود نمی شود و در بیشتر شهرهای کشورهای جهان حتی کشورهای پیشرفته مانند آلمان، فرانسه، ایالات متحده امریکا و... زوایای مختلف آن را می توان مشاهده کرد. به همین دلیل نیز این پدیده، با عنوان جهانی «وندالیسم» معرفی و تبیین می شود و از ناهنجاری های اجتماعی در جوامع شهری محسوب می شود به همین دلایل کشورهای مختلف جامعه بین الملل با وضع قوانین و مقرراتی کوشیده اند تا با جرم انگاری این پدیده به مقابله با آن پردازند.

تعریف،پیشینه و مفهوم وندالیسم:
گفته می شود ریشه این واژه، از عنوان قوم «وندال» گرفته شده است. این قوم در قرن پنجم میلادی از ژرمن هایی بودند که در آفریقا شکل گرفتند. آنها در اواسط همان قرن به سرزمین ایتالیا یورش بردند و موجب سرنگونی و فروپاشی امپراتوری بزرگ روم غربی شدند. در کتاب های تاریخی آمده است که سرکوب و چپاول پایتخت امپراتوری روم توسط «وندال» های ژرمن دو هفته به درازا کشید. آنها ضمن چپاول شهر، تمامی فضاهای شهری را ویران و تندیس های با ارزش را خردکردند، کتاب ها را سوزاندند و ساختمان ها را به آتش کشیدند. «وندال» ها به هر سرزمین و شهر دیگری نیز که یورش می بردند، اموال ساکنانش را به چپاول می بردند و اشیا و آثار غیرقابل حمل را نابود می کردند به طور کلی در اغلب تعاریف ارایه شده در باب مفهوم وندالیسم در مباحث انحرافات و آسیب های اجتماعی، محققین و صاحب نظران از آن به عنوان رفتار معطوف به تخریب و خرابکاری اموال، تأسیسات و متعلقات عمومی نام برده اند.به عنوان مثال پاتریس ژانورن آن را «نوعی روحیه بیمارگونه» تعریف می کند «که به تخریب تأسیسات عمومی نظیر تلفن های عمومی، صندلی اتوبوس های شهری، مترو و ترن های مسافربری و باجه های پست و تلگراف و نظایر آن تمایل دارد».وندالیسم، در این معنی، از بلاهای جوامع امروزی است که در گذشته دیده نشده است. «وندال های کهن »، در هجوم های وحشیانه خود، چیزی را ویران می کردند که خود نساخته بودند، اما «وندان های مدرن »، چیزی را نابود می سازند که از آن جامعه خودشان است. درنتیجه وندالیسم هرگونه تخریب ارادی اموال عمومی، سازمان شهری، تاسیسات اجتماعی و آثار هنری است که به صورت فردی یا گروهی و هدفدار و غیرهدفدار انجام می‌شود و از اختلالات رفتاری و تربیتی، عقده‌های اجتماعی، نارضایتی طبقاتی و ... ناشی می‌شود. وجه مشترک همه تعاریف وندالیسم در کارکرد منفی این پدیده و مذموم بودن آن در همه فرهنگ‌هاست و این نکوهیده بودن به حدی می‌رسد که برخی صاحب‌نظران، وندال‌ها را دشمنان آشکار جامعه و عمل آنها را نهایت گستاخی در رفتارها و تلقی‌ها دانسته‌اند.

گستره ی آسیب و تخریب وندال ها چه چیزهایی را در برمی گیرد؟
بالطبع گستره ی اهداف آسیب و تخریب بسیار وسیع بوده و بیشتر شامل نمونه های زیر است:
نقاشی ها و مجسمه های گالری های هنری، آثار باستانی در موزه ها، بناهای تاریخی، اماکن مذهبی، مجسمه ها، نیمکت و صندلی های عمومی، فضاهای سبز، سطل های زباله و ... در جنگل ها، پارک ها و میادین، چراغ ها و باجه های تلفن های خیابانی، اموال رستوران ها و هتل ها، صندلی های سینما، مترو، قطار، اتوبوس، هواپیما و ورزشگاه ها، ریل های قطار، آسانسورها، کتاب‌های کتابخانه های عمومی، در و دیوارهای شهر، اموال مدرسه، تابلوهای راهنمایی و رانندگی، انبارها و استخرهای عمومی، دستشویی های عمومی، عابر بانک ها و...، آتش افروزی در جنگل ها و انبارهای عمومی، شکستن لامپ ها در گذرگاه های عمومی و پارک ها، شکستن شیشه های خانه های متروکه، بمب گذاری با هدف تخریب اموال عمومی( و نه آسیب های انسانی) و بسیاری موارد دیگر.را شامل می شود

وندالیسم به مفهوم یک آسیب اجتماعی
در مباحث جامعه شناسی انحرافات، پاتولوژی یا آسیب شناسی را علم مطالعه و بررسی کارکردهای مختل و گسل سیستم ها، بخش ها و اجزاء در سطوح مختلف اعم از ارگانیکی، فیزیولوژیکی، بیولوژیکی، فیزیکی و اجتماعی تعریف کرده اند از نظرگاه پزشکی پاتولوژی به مفهوم مطالعه جریانات و فرایندهای امراض، اختلال و بی نظمی در کارکردها یا نقصان و کاستی در فعالیت ارگان ها و نیز مطالعه علل و اسباب بیماری ها و ناخوشی های جسمانی و دماغی است.
جامعه شناسانی که این واژه را از فرهنگ پزشکی جهت اشاره به دردها و بیماریهای اجتماعی به عاریت گرفته اند هر نوع انحراف از نرم اجتماعی و هر اختلال در کارکرد نظام اجتماعی را به گونه ای به مبحث آسیب شناسی اجتماعی ربط داده و مباحث مربوط به انحرافات، نابهنجاریها، اختلالات رفتاری، بزهکاریها و بطور عام مسایل و مشکلات اجتماعی را تحت مبحث کلی تری بنام دردشناسی یا آسیب شناسی اجتماعی مطرح می کنند.
از این نظر، وندالیسم را بمثابه یک آسیب یا درد اجتماعی می توان تلقی کرد. کلارک 1991، هوبر 1991، ویلکینسن 1995 و گلداستون 1998 وندالیسم را چون سایر انحرافات اجتماعی ناشی از ناسازگاریهای حاکم بر روابط فرد و جامعه، تضعیف و فروپاشی آتوریته اخلاقی در تنظیم روابط بین افراد، تزلزل نهادهای جامعه در انتقال ارزش های اجتماعی، سلطه شرایط آنومیک بر جامعه و واکنش و عکس العمل خصمانه و خشن برخی افراد به تحمیلات و شرایط نامطبوع، نامطلوب و غیرعادلانه بیرونی می دانند. میلز وندالیسم و سایر اشکال کژرفتاری را معلول دگرگونی ساختی در جامعه می داند. بزعم او کشاکش میان اخلاق، رسوم، ارزش ها و منافع گروه های اجتماعی زمینه را برای پیدایی انواع صور بزهکاری، کژرفتاری و یا آسیب اجتماعی فراهم می سازد. زمانی که یک نظام اخلاقی مورد تغییر و یا تهدید قرار گیرد، افرادی که نظام اخلاقی موجود حافظ منافع آنهاست در ممانعت از تضعیف و یا تغییر آن کوشا می شوند. در مقابل گروه دیگری خواستار دگرگونی و فروپاشی آن می گردند. نتیجتاً بین دو گروه اجتماعی متعارض و متضاد برخورد و ستیزه درمی گیرد و زمینه مساعدی برای پیدایش آسیب های اجتماعی خاصی فراهم می شود