صفحه نخست » گفتگو » 'گفتگو در خصوص چالش های اصلی فراروی شبکه درمان اعتیاد در کشور

گفتگو درخصوص چالش های اصلی فراروی شبکه درمان اعتیاد در کشور

یکی از محورهای سایت بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی گفتگو با صاحب نظران می باشد. این گفتگو با موضوع چالش های اصلی فرارروی شبکه درمان اعتیاد در کشور با جناب آقای دکتر حامد اختیاری، عضو هیئت علمی و مدیر برنامه علوم اعصاب کاربردی پژوهشکده علوم شناختی انجام شده است. ضمن تشکر از ایشان مطالب گفتگو به شرح ذیل ارائه می شود:

دکتر اختیاری

 چالش های اصلی فراروی شبکه درمان اعتیاد در کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟
شبکه درمان اعتیاد در ایران با نزدیک به سه هزار مرکز درمانی سرپایی، یک هزار مرکز درمان اقامتی، چند مرکز درمان بستری تخصصی و عمومی و بیش از ده هزار درمانگر در جایگاه پزشک، روان‌شناس، روان‌پزشک، پرستار و مددیار، یکی از مهمترین اجزاء سازمان بهداشت و درمان در کشور می‌باشد. اگرچه ممکن است اصلاً هم «به حساب نیاید!» این شبکه که در طی ده سال تلاش مجموعه‌های دانشگاهی و دولتی طراحی و فعال شده است با چالشهای فراوانی دست به گریبان است که ادامه حیات آن را با بحران‌های جدی مواجه ساخته است :
1. عدم وجود ساختارها و فرصتهای فعالیت صنفی: شبکه مراکز درمان اعتیاد در کشور با حضور نزدیک به چهار هزار بنگاه کوچک بهداشتی ـ اقتصادی ، فاقد هر نوع انجمن علمی یا صنفی ، نماینده ، نهاد صنفی یا حتی گردهمایی منظم سالیانه است. معدود فعالیتهای انجام شده در سالهای گذشته نیز جز چند تجربه محدود استانی همگی با شکست مواجه شده‌اند. عدم وجود این سازوکار صنفی فرصت ارتباط رسمی مسئولین و درمانگران را به حداقل رسانده است.بررسی تحلیلی و آسیب‌شناسی این وضعیت نیازمند توجه و دقت بسیار است.
2. پویایی بازار سوء‌مصرف مواد در ایران و جهان: ظهور انواع گوناگون مواد محرک و مخدر در طی دهه گذشته ،‌از کراک و اکستازی و مت‌آمفتامین گرفته تا کوکائین ، و مفدرون و دزومورفین نشانگر پویایی نامیمون بازار سوءمصرف مواد در ایران و جهان است. اما متأسفانه در کنار این تغییرات سریع، شبکه درمانی ما حتی از پاسخگویی به تغییرات ده سال پیش بازار سوء مصرف مواد ناتوان است.
3. وجود حلقه‌های مفقوده در شبکه: باید پذیرفت که شبکه درمان اعتیاد در ایران فاقد یک معماری منسجم و ساختار سطح‌بندی شده است. هر بیمار معتاد متناسب با شدت بیماری و فاز درمانی نیازمند دریافت نوع خاصی از خدمات درمانی از شبکه مراکز درمانی اعتیاد است. لیکن برای بسیاری از وضعیتها و موقعیتهای درمانی، گزینه‌ی مناسبی در شبکه درمانی اعتیاد در کشور وجود ندارد. نبود یا کمبود مراکز بستری با سطوح مختلف ارائه خدمات،‌مراکز اقامتی بازتوانی با امکان اجرایی مداخلات روان‌شناختی و طبی و مراکز سرپایی تخصصی برای پاسخگویی به نیازهای خاص نظیر مشکلات جنسی،‌اعتیاد به الکل،‌آسیبهای عصبی شناختی و ... از جمله این حلقه‌های مفقوده است.
4. نبود نظام ارتباطی و ارجاعی بین حلقه‌های شبکه: بسیاری از بیماران درگیر اعتیاد، نیازمند دریافت خدمات خاص در دوره‌های زمانی مشخص (نظیر خدمات بستری یا اقامتی) و سپس ارجاع به مراکز دیگر برای دریافت سطح بعدی خدمات درمانی و بازتوانی هستند. اما متأسفانه هیچ نظام ارتباطی بین سطوح موجود در شبکه درمان اعتیاد، نه تنها وجود خارجی ندارد بلکه حتی در سطح آئین‌نامه‌ها و قوانین نیز برای آن فکری نشده است.
5. دوگانگی سازمانهای نظارتی و حمایتی: وزارت بهداشت به عنوان مسئول اصلی بهداشت و درمان در کشور، شبکه درمان اعتیاد را با سازمان بهزیستی شریک است. این شراکت اگر چه در دوره‌ای، زمینه‌های رشد سریعتر و بهتر شبکه را فراهم ساخته ، در حال حاضر زمینه‌های اختلافات زیادی را ایجاد نموده است.
6. ضعف در تولید دانش بومی مورد نیاز شبکه: شبکه درمان اعتیاد در کشور ما، با چالشهایی جدی (نظیر گسترش مصرف مت‌آمفتامین در حین درمان نگهدارنده با متادون) رو در رو است که حل آنها نیازمند وجود مداخلات مستند به شواهد علمی تولید داخل می‌باشد. متأسفانه فرآیند نیاز سنجی، طراحی مسئله، پژوهش مسئله محور،‌تولید شواهد علمی و در نهایت تولید راهکار مداخلاتی و انتشار آن در ارتباط بین دانشگاه و سازمانهای سیاست‌گذار در حوزه درمانی اعتیاد در کشور وجود ندارد. جالب آنکه حتی معدود تجارب ارزشمند درمانگران و نادر مستندات علمی تولید شده توسط پژوهشگران نیز در اختیار مصرف‌کنندگان این دانش چه در جایگاه درمانگر و چه در جایگاه سیاست‌گذار قرار نمی‌گیرد.
7. ضعف آموزش نیروی انسانی کار آمد: درمانگران زیادی در کشور فعال هستند که تنها در یک دوره دو هفته‌ای درمان نگهدارنده در چندین سال قبل آموزش دیده¬اند و بعد از آن با وجود همه تغییرات بازار سوءمصرف مواد در کشور، هنوز هیچ آموزش مدون یا غیرمدونی برای ارتقاء دانش خود در نحوه مدیریت بیماری اعتیاد دریافت ننموده‌اند. در این شرایط، فرصتهای آموزشی مناسبی نیز برای نیروهای انسانی متمایل برای ورود به ضعف درمانگران اعتیاد در کشور وجود ندارد.
8. کمبود آئین‌نامه‌ها و راهنماهای درمانی رسمی: معدود آئین‌نامه‌های و راهنماهای رسمی موجود برای درمان اعتیاد مربوط به سالهای گذشته است و جز کتابی که به تازگی به عنوان راهنمای درمان روان‌شناختی اعتیاد به مواد محرک به چاپ رسیده است حرکتی جدی در این حوزه به چشم نمی‌خورد.
9. چالش تعرفه های درمانی: تورم بی‌سابقه در طی ماهها و سالهای اخیر، هزینه‌های مراکز درمانی را بسیار افزوده است. اما تلاشی جدی برای سازماندهی به چرخه اقتصادی مراکز درمانی با هدف حفظ و ارتقاء خدمات موجود به چشم نمی‌خورد حتی اگر خوشبینانه از پاره‌ای از مداخلات غیر هوشمندانه چشم‌پوشی نماییم.
10. بحران هویت: شبکه درمان اعتیاد در ایران با بحران هویت مواجه است. به نظر می‌آید حتی عنوان "شبکه مراکز درمان اعتیاد" عنوان شناخته شده یا پذیرفته شده‌ای نمی‌باشد. این بحران هویت تنها اختصاص به سطوح سیاست‌گذاران و مجریان ندارد بلکه در قدم اول در میان درمانگران اعتیاد نیز کاملاً مشهود است.
مجموعه چالشهای طرح شده در این گفتگو نه اختصاصاً زاده بدکاری یا کم‌کاری گروهی خاص و نه تنها ناشی از ضعف تعاملات بیرون و درون شبکه درمانی اعتیاد است. هیچگاه نباید نقش رشد سریع شبکه درمان، ماهیت ملون و پیچیده بیماری و ارتقاء دانش درمان اعتیاد را در ایجاد این چالشها فراموش نمود. همه ما در جایگاه درمانگران، مجریان، سیاست‌گذاران و دانش‌سازان حوزه اعتیاد، دخیل در ایجاد این چالشها و مسئول تلاش برای حل آنها هستیم.
این گفتگو توسط سرکار خانم فریبا موسوی رئیس گروه مواد مخدر و روان گردان ها، معاونت رفاه اجتماعی با جناب آقای دکتر حامد اختیاری ، عضو هیًات علمی و مدیر برنامه علوم اعصاب کاربردی پژوهشکده علوم شناختی انجام شده است.