گفتگو درخصوص بررسی وضعیت درمان و کاهش آسیب اعنیاد در کشور

یکی از محورهای سایت بانک اطلاعات آسیب های اجتماعی گفتگو با صاحب نظران می باشد. این گفتگو با موضوع بررسی وضعیت درمان و کاهش آسیب اعتیاد در کشور با جناب آقای دکتر حسن رفیعی، روانپزشک و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی انجام شده است. ضمن تشکر از ایشان مطالب گفتگو به شرح ذیل ارائه می شود:

دکتر حسن رفیعی222

 وضعیت روند اعتیاد در کشور را چگونه ارزیابی می کنید ؟
بیش از گفتگو آن چیزی که سایت را ارزشمند می کند شواهد مبتنی بر اطلاعات علمی و واقعی می باشد.آن چیز هایی را که من امروز بیان می کنم ممکن است بر اساس تجربه های بالینی چارت تحقیق یا بر اساس مطالعاتم باشد ولی به نظر من بهتر است دفتر امور آسیب های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی تحقیقی را در کشور راجع به روند اعتیاد تعریف کند و با این کار تصویر و روند هر مقطع را سال به سال می تواند بدست آورد (مثلاً طی ده سال ) و به آن استناد کند. به هر حال آخرین تحقیقی که در این خصوص در ایران انجام شده است طرح ارزیابی سریع وضعیت اعتیاد در کشور (RSA) که سه بار متوالی در سال های 78 ، 83 و 86 تکرار شده است می باشد که نتایج آن نشان داد ما به لحاظ شیوع در کشور افزایش چندانی نداشته ایم و یا شاید بگوئیم که کاهش هم پیدا کرده است اما مسئله روند اعتیاد در کشور فقط شیوع نمی باشد الگوی مصرف هم تحولاتی پیدا کرده است و مطالعه سال 89 هم این موضوع را تائید می کند. این مطالعه توسط موئسسه داریوش با همکاری سازمان ملل متحد و جمعیت تولد دوباره و با حمایت مالی ستاد مبارزه با مواد مخدر فقط در شهر تهران که یک پیمایش همه گیر شناختی بود انجام شد. اما در مورد روند یک نکته ای را نشان داد که عبارت بو د از تغییر الگوی مصرف ، مصرف شیشه از مصرف هر روزه تریاک و مواد مخدر ( مواد افیونی ) بیشتر شده بود و تجربه بالینی همکارانی که در بخش های روانپزشکی بیمارستان ها، این نکته را که بیش از 50 درصد تخت ها را روان پریشی های ناشی ازمصرف شیشه اشغال می کند تایید می کند. البته شاید بتوان گفت این تغییر الگو از جهاتی خوب می باشد یکی به علت کاهش تزریق مصرف مواد افیونی و به تبع آن کاهش شیوع ایدز. در مجموع روان پریشی های ناشی از شیشه اگر تن به درمان دهند و راضی به درمان شوند ( البته اگر تا آن موقع به خود یا اطرافیانشان صدمه نزنند) با روان درمانی خوب می شوند اما متاسفانه افسردگی های ناشی از مصرف شیشه به درمان خوب جواب نمی دهد و نسبت به درمان مقاوم می باشند.

تعیین کننده های اجتماعی موثر بر اعتیاد کدامند ؟
در اینجا یک سری حرف های شناخته شده که در همه منابع مثل فقر ، بیکاری و نقش آن در نظام سلامت و غالب آسیب های اجتماعی وجود دارد، اما آن چیزی که در اعتیاد مهم می باشد، شاید بتوان به نوعی مشکل در نظام ارزشی که در خانواده ها وجود دارد و منجر به اعتیاد می شود اشاره کرد. در حال حاضر ما در وضعیت گذار قرار داریم یعنی زمانی الگوی غالب بر خانواده ها الگوی استبدادی بود و بچه ها جراًت ابراز وجود تا سن خیلی بالا را نداشتند که گذر کردیم به سمت الگوی سهل انگارانه یعنی ما از یک نظارت بیش از حد و صمیمیت کمتر شیفت کردیم به نظارت کم و صمیمیت زیاد که هر دو تای این مسئله متاًسفانه زمینه ساز همه آسیب ها از جمله اعتیاد می باشد.
حالا چرا اینطور شده است ؟ چون والدین از نظام ارزشی شان اطمینان ندارند یعنی والدین در جامعه ما با سه یا چهار منبع هنجار روبرو است که نتوانسته است به خوبی آنها را تلفیق کنند و به شکل متوازنی بپذیرند و منتقل کنند و حتی گاهی پیامی به کودک منتقل نمی کنند و یا اگر منتقل کنند این پیام ها متناقض می باشد و کودکان خطا می کنند اما خطای اعتیاد بازگشت ناپذیر می باشد . حالا خانواده ها چگونه با این مسئله برخورد کنند؟ به نظر من والدین می بایست یک خط قرمز های مشخصی را در خانواده داشته باشند و موازنه ای در سبک تربیتی داشته باشند. در مجموع من مشکل هویت را به عنوان یک تعیین کننده اجتماعی مهم در اعتیاد می دانم . والدین یک نظام هنجاری سنتی و مدرن را نتوانستند با همدیگر تلفیق کنند و پیام های متناقض برای کودکان می فرستند که نتیجه آن شیوع اعتیاد می باشد.

به نظر شما چه نوع درمانی در ایران موئر تر می باشد ؟
به نظر نمی رسد ما از حیث درمانی با مردم دیگر جهان تفاوت چندانی داشته باشیم مثلاً اگر آنجا متادون یا نالترکسون موثر می باشد در اینجا موثر نیست. اما از جهت سازمان ارائه خدمات درمانی به خصوص با این تغییر الگویی که اتفاق افتاده مثلاً محرک های مت آمفتامین ( A.T.S ) که در ایران شیشه است، متوجه شدم روش های مرسوم یا رسمی درمان مثل مراکز بستری بخش روانپزشکی یا کلنیک های سرپایی جواب نمی دهد حالا چرا ؟ دلیل آن عمدتاً این مشکل یک درمان طولانی مدت را می خواهد و بایستی در یک محیطی انجام شود که دسترسی مراجع به مواد کنترل شده و یا نباشد. تجربه ای که درکشور ما شکل گرفته است تاسیس کمپ ها می باشد چون اولاً مبتنی بر خودیاری است و ثانیاً هزینه کمی در بر دارد و همچنین امکان نگهداری افراد را به مدت طولانی دارد به همین دلیل کسانی که از طریق کمپ ها درمان می شوند با رعایت چند تا شرط درمان موفق و موثرتری می باشد :
1- کمپ ها می بایست به درمان های تخصصی وصل باشند به ویژه وجود روانپزشک( به دلیل روان پریشی های ناشی از مصرف شیشه) و روان شناس که البته بیشتر کمپ ها متقاضی روانپزشک می باشند.
2- بعضی از کمپ ها استاندارهای لازم برای برخورد انسانی با مراجع را ندارند البته اصطلاحی که رایج شده و من هم باید بکار ببرم که البته باعث شرمندگی است( کتک درمانی ) . مصرف کنندگان شیشه ممکن است نیازمند برخوردهای محدود کننده باشد اما برای اینکار هم استانداری وجود دارد. به هر حال در این کمپ ها دسترسی مواد در آن صورت نمی گیرد و از این حیث خیلی تمیز هستند و این مهم ترین چیز در درمان مصرف کنند گان شیشه می باشد( در یک محیط بسته دسترسی مواد در آن صورت نگیرد) و در مجموع اگر نظارت سازمان بهزیستی و وزارت بهداشت به خوبی بر این مراکز صورت بگیرد تا این برخوردها وجود نداشته باشد روش بسیار خوبی در کشورمان می باشد.
همکاری های سازمان های بین المللی با ایران در این حوزه به چه صورت می باشد؟ همانطور که می دانید مدتی است در حوزه اجرایی مبارزه با اعتیاد حضور ندارم، اما تنها سازمان بین المللی با ایران سازمان ملل متحد( UNODC ) است که با نظارت ستاد مبارزه با مواد مخدر در این حوزه به فعالیت می پردازد و کمک های مفیدی اعم از علمی و مالی ، آموزشی ، اعزام دست اندرکاران به خارج کشور ، تبادلات علمی ، قبول هزینه های بخش پیشگیری و درمان اعتیاد را انجام می دهد و آخرین تحقیقی هم که در سال 89 در خصوص وضعیت اعتیاد در شهر تهران صورت گرفته بود با همکاری سازمان ملل متحد ( دفتر مقابله با جرم و مواد مخدر ) می باشد.

لطفاً کمی در مورد تجربه کشورهای مختلف از نحوه درمان و کاهش آسیب های ناشی ازسوء مصرف مواد مخدر برایمان بفرمائید:
اگر منظور تجربه مستقیم است فقط در مدتی که مسئولیت اجرایی داشتم با کمک سفارت فرانسه از مراکز کشور فرانسه بازدید داشتم . چند تا نکته جالب بدست آمد : نکته اول اینکه ما از خیلی جهات جلوتر بودیم مثلاً از اینکه ما در زندان ها از سرنگ و سوزن استفاده می کنیم برایشان جالب بود و یا روند روبه رشد توسعه درمان و کاهش آسیب در ایران . اما نکته دوم که آنها وضعیتشان از ما بهتر بود در مورد حمایت های اجتماعی لازم پس از درمان اعیتاد بود که در آنجا خوب شکل گرفته بود مثلاً ما معتاد کارتن خواب نمی دیدیم به خاطر وجود سرپناه ها یا شلتر که با کمک بخش دولتی انجام می شد. تفاوت دیگر در مورد سازمان های اجرایی درمان بود ( و البته این برای مواد افیونی بود نه شیشه )، آنها هم مشکل مواد افیونی داشتند ولی تجویز داروهای مرتبط با مواد افیونی با سهولت بیشتر انجام می شد به این صورت که در فرانسه متادون در داروخانه ها موجود بود و هر کسی که می خواست درمان سم زدایی با متادون را شروع کند به روانپزشک مراجعه می کرد و روانپزشک طرح درمان را که عبارت بود از مصرف روزانه متادون و همچنین دادن گواهی که این فرد می تواند تا 6 ماه با این مقدار در روز دارو دریافت کند تجویز می کرد و سپس به پزشک عمومی معرفی می شد که به صورت هفتگی بیمار را ویزیت کند.در حالیکه در کشور ما مراکز متادون درمانی با نظارت وزارت بهداشت وجود دارد و متادون انحصاراً در اختیار وزارت بهداشت قرار دارد و طبق تجربیات بالینی همکاران و گزارشات بیماران ، ما راحت تر هستیم موادمان را مصرف کنیم تا اینکه به مرکزی برویم که تابلو داشته باشد و هزاران اطلاعات از ما بگیرند و هر روز سر ساعت معینی مجبور باشیم محل کارمان را ترک کنیم و با وجود دوری راه به این مراکز مراجعه کنیم تا متادون دریافت کنیم و تازه می گویند اعتیاد جرم نیست ولی وقتی مراجعه می کنیم مثل مجرم با ما برخورد می کنند. در مجموع اشکال این مراکز انگ اعتیاد (تشکیل پرونده ) را به کسی که تازه پا به درمان گذاشته وارد می کند یعنی مانع از ادغام social integration می شود نتیجه این روش مانع از بازتوانی و مانع از درمان متناسب با فرد می باشد .

این گفتگو توسط سرکار خانم فریبا موسوی رئیس گروه دفتر امور آسیب های اجتماعی، معاونت رفاه اجتماعی با جناب آقای دکتر رفیعی صورت گرفته است.