آموزش قبل از ازدواج

یکی از محورهای سایت بانک جامع اطلاعات آسیب های اجتماعی گفتگو با صاحب نظران می باشد این گفتگو با موضوع آموزش پیش از ازدواج با جناب آقای دکتر اقطار معاون پیشگیری از آسیب های اجتماعی مرکز توسعه پیشگیری سازمان بهزیستی کشور انجام شده است. ضمن تشکراز ایشان مطالب گفتگو به شرح ذیل ارائه می شود.

دکتر اقطار

 

 1- به نظر شما چه مهارت هایی پیش از ازدواج باید در میان خانواده ها آموزش داده شود تا جوانان کمتر آسیب ببینند؟
یکی از یافته‌های بسیار ارزشمند محققان این است که رفتار دو نفر پیش از ازدواج و در زمان نامزدی شاخص خوبی است برای این‌که پیش‌بینی کنیم که بعد از ازدواج چگونه با هم برخورد خواهند کرد. محققان به این نتیجه رسیده‌اند که نامزدهای شاد و راضی که با طیب خاطر و رضایت به ازدواج رسمی و تأهل تن می‌دهند، کسانی هستند که انتظارات واقع‌بینانه‌ای از مشکلات ازدواج دارند، خوب ارتباط برقرار می‌کنند، تعارض‌ها را به صورت مناسب حل می‌کنند، احساس خوبی از شخصیت همسر خود دارند، بر سر ارزش‌های اخلاقی و مذهبی با یکدیگر توافق دارند و نقشی برابر در ارتباط با هم دارند.
زوج‌های موفق با خوش باوری و ساده لوحی به سوی ازدواج گام برنمی‌دارند. آنها مشکلات ازدواج را نادیده نمی‌گیرند و متوجه‌ی این مطلب هستند که «ارتباط» همیشه بی‌درد سر نخواهد بود و نیست. زوج‌های موفق اکثراً بر این نکته واقف هستند که در صورتی زندگی خوشایندی خواهند داشت، که با هم برای این زندگی تلاش کنند. توانایی ابراز و بیان خواسته ها و احساسات برای ارتباط موفق امری حیاتی است . مهارت‌های ارتباط مثبت از زمره‌ی مهم‌ترین مهارت‌های ارتباطی هستند که همسران می‌توانند آن را فرا گیرند و در بهبود آن تلاش کنند. عدم توافق در هر ارتباطی اجتناب‌ناپذیر است. همسران قطعاً بر سر تمام امور با هم توافق ندارند، اما لازم است که بدانند و یا بیاموزند که چگونه علی‌رغم تعارض‌ها با موفقیت کار کنند و اثربخش باشند. بسیار مهم است که صادقانه و از صمیمم قلب کسی را که با او قصد ازدواج دارید، دوست بدارید. دوست داشتن شخصیت همسر، عامل مهمی در ارتباط سالم است.
همسران موفق، با داشتن باورهای مشترک، احساس صمیمیـّت و نزدیکی بیشتری می‌کنند و معمولاً درباره‌ی ارزش‌ها و باورهای اخلاقی و مذهبی دارای توافق عام و کلی هستند. همسران موفق به یکدیگر اجازه می‌دهند تا علایق فردی و توانمندی‌های بالقوه‌ی خود را رشد دهند. برای آنها مهم است که همسر آنها همانی شود که می‌تواند باشد. آنها یکدیگر را به داشتن روابط خویشاوندی و حفظ دوستی‌های قدیمی تشویق می‌کنند، چرا که این‌گونه روابط، زندگی را پر بارتر می‌سازد و به آن غنا می‌دهد.

2- ضرورت و کارکرد آموزش پیش از ازدواج در میان جوانان کشور بخاطر چه مسایلی مطرح می شود.
ما در انتخاب خانواده‌ای که در آن به دنیا آمده‌ایم هیچ گونه اختیاری نداشته‌ایم، اما معمار خانواده آتی خود خواهیم بود. هرچند ازدواج همه‌ی امر خانواده نیست اما خشت اول و سنگ بنای خانواده است. بنابراین یکی از مهم‌ترین مسایل در نهاد خانواده، ازدواج و مسایل پیرامون آن است. ازدواج یک نقطه عطف در زندگی انسان است و یکی از مهم‌ترین تصمیمات طول زندگی فرد است. با ازدواج خانواده تشکیل می‌شود و نظام خویشاوندی شکل می‌گیرد و نسل بقا می‌یابد. ازدواج موفق پایه و بنیانی عالی برای ایجاد خانواده‌ای شاد و مستحکم است و «هیچ چیزی در جهان نمی‌تواند زندگی انسان‌ها را شاداب‌تر و بهتر کند مگر افزایش ازدواجهای موفق» حتی استحکام یک کشور با استحکام خانواده‌ها همبستگی دارد. در صورتی که بخواهیم در خانواده با مشکلات کمتر و آسیب‌های کمتری روبرو باشیم، نیاز هست که به امر ازدواج توجه کنیم. توجه به ازدواج توجه به خانواده است. یکی از مهم‌ترین کارهایی که می‌توانیم انجام دهیم آموزش است. اما آیا ازدواج نیاز به آموزش دارد؟! آیا اجداد و نیاکان ما برای ازدواج آموزش می‌دیدند که ما الآن نیاز به آموزش داشته باشیم؟ و آیا این مسأله این‌قدر جدی است که باید برای آن آموزش دید؟!
ما معتقدیم که ازدواج نیاز به آموزش دارد و اجداد و نیاکان ما هم این آموزش را می‌دیدند. آنها از طریق ارتباطات چهره به چهره و مشاهده‌ی رسومی که تا حد بسیار زیادی انعطاف ناپذیر بود و به دلیل ساده‌تر بودن زندگی، آموزش مورد ‌نیاز خود را از محیط خود دریافت می‌کردند. اما در دنیای جدید و دایم در حال تغییر و تحول فعلی، با رسوم بسیار منعطف و برخی اوقات حتی اضمحلال رسوم سنتی، با وجود زمان اندکی که اعضای خانواده با هم هستند و تعداد نفرات کمتری که با هم زندگی می‌کنند، ما نیاز داریم که برای ازدواج آموزش ببینیم و درباره‌ی آن یاد بگیریم.

3- دیدگاه شما راجع به اجباری کردن آموزش پیش از ازدواج برای دختران و پسران قبل از عقد چیست.
در خصوص آموزش ازدواج رویکرد ما آموزش بدون اجبار و داوطلبانه است. اگر ما با اجبار بخواهیم جوانان را آموزش دهیم به نظر می رسد که باعث ایجاد مقاومت و واکنش برعکس در آنها خواهیم شد. آموزش ازدواج باید به گونه ای باشد که افراد به صورت غیرمستقیم و خودخواسته به فراگیری این امر بپردازند تا به آن پای بند باشند. آموزش اجباری به نظر ما نه تنها نمی تواند اهداف عالیه ما را به ثمر برساند که باعث خواهد شد تا به مسیر نادرستی نیز راه پیدا کنیم.

4- ملاک ها و معیارهای ازدواج موفق از منظر شما چیست؟
تنها زمانی می‌توانید فرد مناسبی را برای زندگی خود پیدا کنید که خودتان فرد مناسبی شده باشید حتی اگر فرد مناسبی را به‌عنوان همسر برگزینید اما خود شما فرد مناسبی نباشید، ارتباط شما ناچار به شکست منجر خواهد شد. خانم اشتاینم می‌گوید: افراد زیادی هستند که در جستجوی فرد مناسبی هستند، بیش از این‌که تلاش کنند تا خود فرد مناسبی شوند. اگر به فکر ازدواج هستید یا در آینده قصد ازدواج دارید، این ملاک‌ها در انتخاب همسر به شما کمک خواهد کرد.
1 ـ قبل از ازدواج هر دو نفر باید مستقل و پخته باشند.
هر چه دو نفری که می‌خواهند با هم ازدواج کنند پخته‌تر و مستقل‌تر باشند ایجاد ارتباط صمیمانه راحت‌تر و ساده‌تر خواهد بود. استقلال و پختگی اغلب در طول زمان و گذر عمر همراه با افزایش سن بدست می‌آید و همین می‌تواند دلیل خوبی برای صبر کردن در ازدواج باشد.
2 ـ هر دو نفر به همان اندازه که دیگری را دوست دارند خودشان را هم دوست داشته باشند.
در روابط صمیمانه عزت نفس بسیار مهم است. به واقع اگر شما به خودتان عشق نورزید، سخت است که به دیگری عشق بورزید. پیش از این‌که بتوانید عشق بورزید و دریافت‌کننده‌ی عشق باشید، نیاز به احساس امنیت و عزت نفس دارید.
3 ـ هر دو نفر بتوانند همانگونه که از باهم بودن لذت می‌برند از تنها بودن نیز لذت ببرند.
تعادل بین «با هم بودن» و «با هم نبودن» یا تعادل بین «همراهی» و «دوری» در یک ارتباط صمیمانه، نقش مهمی دارد. یک ارتباط صمیمانه به هر دوی آنها نیاز دارد. برای ایجاد این تعادل همسران باید بتوانند از فعالیت‌های جداگانه، در اوقاتی که با هم نیستند، لذت ببرند. زیاد با هم بودن می‌تواند به رفتار‌های مخرب و منفی مثل کنترل همسر و قدرناشناسی منجر شود.
4 ـ هر دو نفر در شغل و حرفه‌ی خود ثبات داشته باشند.
شغل یا حرفه‌ی با ثبات و رضایت‌آور، در عین حال که می‌تواند امنیت مالی به همراه داشته باشد، ایجاد امنیت هیجانی می‌کند. زمانی‌که شغل و حرفه‌ی فرد به خوبی پیش می‌رود، او می‌تواند زمان بیشتر و انرژی بالاتری را صرف ارتباط خود با دیگری کند. از طرف دیگر هر چه دل مشغولی و استرس فرد نسبت به کار و فعالیت بیشتر باشد. انرژی کمتری برای ارتباط خواهد داشت.
5 ـ هر دو نفر از خود، آگاه باشند و خود را بشناسند.
یک ارتباط صمیمانه، نیاز به گشادگی، درستکاری و صداقت بین دو نفر دارد. هر فردی باید بتواند توانمندی‌های خود را ارزیابی کند و ضعف‌های خود را به طور واقع‌بینانه بشناسد و مشکلات را تقصیر دیگران نداند. در ضمن لازم است که هر طرف بداند که از دیگری چه می‌خواهد و انتظاراتش از او چیست و نیز این‌که در این ارتباط چه می‌تواند به دیگری ارایه کند و چه انتظاری را می‌تواند برآورده سازد.
6 ـ هر دو نفر بتوانند نظرات و خواسته‌های خود را قاطعانه بیان کنند.
یکی از کلیدهای رشد صمیمیـّت ، جسارت است. جسارت به این معنی که آنچه را می‌خواهید به طور شفاف، مستقیم و به شیوه‌ی درست بیان کنید. افرادی که جسارت ـ با معنی بیان شده ـ ندارند، اغلب در روابط خود، منفعل / پرخاشگر هستند، یا این‌که تلاش می‌کنند دیگران را فریب دهند و در ارتباط، نقش بازی کنند. هر چه که همسران خواسته‌های خود را شفاف‌تر بیان کنند، احتمال این‌که به خواسته‌ی خود برسند بیشتر است. جسارت را نباید با خشونت اشتباه گرفت. خشونت تلاش برای سلطه بر دیگری است و جسارت بیان ساده‌ی نیاز و میل فرد، با شفافیت و صراحت همراه با رعایت ادب و حقوق دیگران است.
7 ـ هر دو نفر سعی کنند که خود خواه نباشند و خواسته‌های دیگری را برآورده کنند.
وقتی که ما به نیاز‌های دیگران توجه می‌کنیم، آنها نیز به نیازهای ما توجه می‌کنند. این یک قانون است و قانون «جلب توجه روشن بینانه» نام دارد. اصل بر این است که خودخواهی کمتر، بهترین صلاح فرد است چرا که به روابط همکارانه و صمیمانه کمک می‌کند و برای همه سودمند است. مراقبت بدون انحصار طلبی و توجه بدون حسادت، همسر را تشویق می‌کند تا به ظرفیت‌های بالقوه‌ی خود بپردازد و توانمندی‌های نهفته‌ی درونی خود را بشناسد و این یعنی سود بردن هر دو نفر.

5- به نظر شما در سیاستگذاری های اجتماعی چه رویکردی اتخاذ شود تا زمینه پیشگیری از طلاق و افزایش ازدواج فراهم شود.
اولین استراتژی ما برای پیشگیری از طلاق و افزایش ازدواجهای موفق به نظر می رسد که باید این باشد که به طور جدی روی آموزشهای قبل از ازدواج و آموزشهای قبل از طلاق کار کنیم. توجه داشته باشید که آموزش پیش از ازدواج یک استراتژی جهانی است.
 ما باید سواد عمومی جامعه را در مورد خانواده و ازدواج افزایش دهیم. سواد خانوادگی مانند سواد اینترنتی، سواد هیجانی و سواد خواندن و نوشتن یکی از مهمترین مواردی است که ما باید برای افزایش و ارتقا و بهبود آن تلاش کنیم.
 آموزش مشاورین و آموزش روحانیون و وکلا و هر صنفی که به نوعی در گیر مشاوره به خانواده ها است باید برای سواد بیشتر و افزایش معلومات و به روز کردن اطلاعات و گذراندن کارگاههای آموزشی در اولویت قرار گیرد.
 ایجاد دوره های تربیت مدرس خانواده در دانشگاههای کشور یکی دیگر از اولویتهای حوزه خانواده است. چرا که فردی که برای آموزش خانواده اقدام می کند لازم است به خوبی آموزش دیده باشد.این کاری است که اکنون در اکثر دانشگاههای معتبر جهان در حال انجام است و متاسفانه در ایران مورد غفلت قرار گرفته است
 ایجاد مراکز آموزش خانواده یکی دیگر از اولویتهای ما برای موضوع خانواده است.همان طور که برای یادگیری زبان ، افراد در مراکز آموزش زبان ثبت نام می کنند و به یادگیری آن می پردازند ؛ لازم است که ما در این کشور مراکزی داشته باشیم که بتوانند خانواده ها به ان مراجعه کنند ؛ ثبت نام کنند و در دوره های آموزشی خانواده شرکت کنند.این یکی از ضرورتهای اساسی است.افراد زیادی هستند که نمی خواهند مشاوره بگیرند اما مایل هستند تا در کلاسهای آموزش خانواده شرکت کنند لازم است این امکان برای بخش خصوصی فراهم شود که مجوز بگیرند و مراکز آموزش خانواده تاسیس کنند که حتما با استقبال هم مواجه خواهد شد اما متاسفانه اکنون این امکان برای بخش خصوصی فراهم نیست.
 شناسایی برخی از مشاورین و روانشناسان خانواده به عنوان کارشناس رسمی دادگستری یکی دیگر از استراتژی هاست. در خصوص پرونده های خانوادگی قاضی نیاز به نظر یک کارشناس رسمی و مورد وثوق دارد این امکان اکنون به شکل و سیاق متنوعی وجود دارد اما شناسایی برخی از مشاوران به عنوان کارشناس رسمی دادگستری به قضات در رای دادن در خصوص پرونده های خانوادگی کمک می کند.
 بیمه مشاوره و خدمات روانشناسی یکی از مهمترین نیازهای جامعه ایرانی است. بسیاری از خانواده ها با مشاوره گرفتن می توانند به شرایط بهتری برسند اما هزینه های درمانهای روانشناختی مانع این امر می شود.اگر این موضوع در دستور کار قرار گیرد به نظر می رسد که سلامت روان خانواده ها هم بهتر تامین می شود و هم پیشگیری از مشکلات خانوادگی و نهایتا طلاق به نحو بهتری انجام می پذیرد.
 موضوع ازدواج با اتباع خارجی از موضوعات دیگری است که باید به آن توجه کرد. این موضوع برای بسیاری از دختران ایرانی که همسر اتباع خارجی می شوند دردسرهای زیادی ایجاد کرده است. و مهمتر از آن فرزندان این زوجها هستند که لازم است مراجع ذی صلاح به این امر اهتمام کنند.
 ساماندهی و شکل و سیاق به هنجار گرفتن سیستمها و فرایندهای همسریابی یکی دیگر از موضوعات مهم در امر ازدواج و خانواده است. ما باید فرایندهای متناسبی را برای این امر پیدا کنیم.شکل سنتی را ارتقا دهیم و در عین حال تلاش کنیم تا از حوزه فرهنگی خودمان دور نشویم.

این گفتگو توسط آقای مجید کاظمی کارشناس مسئول دفتر امور آسیب های اجتماعی با آقای دکتر اقطار در تاریخ 23/8/1391 انجام شده است.