NATO 2030: United for a New Era

NATO  ۱۳۹۹/۱۲/۰۳
  فایلهای مرتبط
NATO 2030: United for a New Era
سه پیام کلی: نخست، فضای امنیتی که ناتو در آن فعالیت می‌کند (که رقابت قدرت‌های بزرگ و مخاطرات فزاینده جهانی بر آن حاکم است)، از سال 2010 تغییر کرده و به روزسانی مفاهیم راهبردی با قدمت 10 ساله این ائتلاف را ضروری ساخته است. قدرت‌نمایی روسیه آشکارتر شده (و این کشور در دهه پیش رو نیز همچنان تهدید نظامی مهمی برای ناتو به شمار می‌رود)؛ چین به رقیبی سیستمی تبدیل شده؛ جناح جنوبی درگیر جنگ شده و فن‌آوری به‌عنوان یک ابزار نظامی بر کلیت فضای امنیتی تأثیری مخرب داشته است. از همه این‌ها می‌توان چنین نتیجه گرفت که تداوم کارآمدی ناتو برای اعضای آن و کمک به ثبات بین‌المللی مستلزم آن است که این ائتلاف منطقه‌ای، چشم‌انداز جهانی داشته باشد. در خصوص چین، گزارش حاضر پیشنهاد کرده است که مشارکت با کشورهای آسیا – اقیانوسیه (نظیر جاپان، کوریای جنوبی، نیوزیلند، استرالیا و احتمالاً هند) تقویت شود و یک بخش مشاوره در داخل ناتو تشکیل شود تا به چالش‌های امنیتی مربوط به ظهور این ابرقدرت آسیا بپردازد. حفظ برتری فنّاورانه باید دیگر اولویت راهبردی این ائتلاف باشد: بر اساس این اتاق فکر، ناتو باید خود را برای تبادل اطلاعات در مورد پیامدهای امنیتی فن‌آوری‌های نوظهور مجهز کند و استانداردهای مربوطه را مورد بررسی قرار دهد. این گروه فکری، نشست ویژه‌ای با بخش خصوصی در مورد هوش مصنوعی را توصیه کرده است. تروریسم و بی‌ثباتی در جناح جنوبی اروپا همچنان یک اولویت مهم است. طبق این گزارش «هرقدر امنیت همسایگان جنوبی بیشتر باشد، امنیت ناتو بیشتر است». این سند توصیه می‌کند که طرح‌های پیشرفته ناتو برای مدیترانه عملیاتی شود و مرکز جنوبی فرماندهی نیروهای مشترک ناتو در ناپولی تقویت شود. دهه گذشته شاهد ظهور قدرت‌های دیکتاتوری بوده است که هدفشان تضعیف دموکراسی‌های غربی با ابزارهای جدید و قدیم، ازجمله حملات سایبری است. امنیت متحدان ناتو نیز در معرض تهدیدهای جهانی از تغییرات اقلیمی گرفته تا همه‌گیری است. ما در عصر هم‌زمانی راهبردی زندگی می‌کنیم. پیام مهم دوم این گزارش نیز همین است: مسلماً ناتو یک ائتلاف نظامی باقی خواهد ماند، اما برای جلب حمایت عمومی، ناتو باید از امنیت بشری و مقاومت جوامع دموکراتیک فعالانه حمایت کند. واکنش ناتو به کووید-19 اولین گام در این مسیر به شمار می‌رود. در حالت ایده آل، ناتو با ترکیب این دو رویکرد تا سال 2030 می‌تواند پیامدهای رقابت راهبردی را ارزیابی کند، چشم‌اندازی جهانی اتخاذ کند، برتری فنّاورانه خود را حفظ کند، نقاط ضعف خود در زنجیره‌های عرضه امنیتی را حل‌وفصل نماید و بر مقاومت اولین خط دفاعی جوامع خود متمرکز شود. همه این‌ها مستلزم آن است که ناتو فصل جدیدی در تاریخ طولانی و موفقیت‌آمیز تعدیل مداوم خود باز کند، اقدامی که برای اجتناب از دودستگی بین آمریکا و متحدان اروپایی آن در ارزیابی ریسک ضروری است. فرایند به‌روزرسانی مفاهیم راهبردی فی‌نفسه مایه آغاز بحث‌های فراآتلانتیک و مدیریت اختلافات در ارزیابی ریسک خواهد شد. تقویت انسجام داخلی ناتو (سومین پیام مهم این گزارش) نیز مستلزم مجموعه‌ای از تصمیمات مهم است ازجمله: اتخاذ «قانون رفتار مطلوب» برای اطمینان از پایبندی همه 30 عضو پیمان ناتو به اصول دموکراتیک و ضوابط مقرر در این پیمان؛ تبادل‌نظر هرچه بیشتر و نشست‌های غیررسمی مکرر بین وزیران امور خارجه در مورد تهدیدهای بالقوه؛ دعوت از اعضای ناتو برای اطلاع‌رسانی به ناتو در مورد تصمیمات امنیت ملی که ممکن است منافع متحدان خود را تحت تأثیر قرار دهد و ارائه یک فرایند تصمیم‌گیری که مبتنی بر اتفاق‌نظر بوده و هم‌زمان، به‌ویژه در مواقع بحرانی، سریع و کارآمد باشد. از این منظر، روابط بین اتحادیه اروپا و ناتو بسیار مهم است. این گزارش از توسعه دفاع اروپا در کنار نقش مکمل ناتو استقبال و پیوندهای سازمانی و نشست‌های سطح بالا بین این دو سازمان را توصیه می‌کند. مخصوصاً با وجود برگزیت و تنش بین ترکیه و دیگر اعضای ناتو، نباید تبعیضی علیه کشور اروپایی ثالث روا داشته شود. آینده ناتو بین دو گزینه احتمالی در نوسان است. اول عبارت از ائتلافی است که به عملکرد اصلی خود محدود شود و به بازدارندگی و دفاع مشترک بپردازد – دو حوزه‌ای که ناتو به نحو احسن انجام می‌دهد. دوم اینکه دید گسترده‌ای داشته و ناتو را راه‌حل‌های چالش‌های جدید (نظیر امنیت بشری، تغییرات اقلیمی و تأمین لجستیک در همه‌گیری) قلمداد می‌کند. سمت‌وسوی گزارش حاضر به‌وضوح در مسیر دوم است و هم‌زمان اهمیت مأموریت اصلی ناتو را حیاتی می‌داند. ناتو باید بین مأموریت اصلی خود و کارهای مضاعف، تعادل ظریفی برقرار سازد./یوروآتلانتیک
برای نظر دادن ابتدا باید به سیستم وارد شوید. برای ورود به سیستم روی کلید زیر کلیک کنید.